اتهام محاربه برای سارقان مسلح سوپرمارکت‌های پایتخت

پنج سارق مسلح که به سوپرمارکت‌های تهران دستبرد زده بودند، به اتهام محاربه تحقیق می‌شوند. متهمان روز گذشته مقابل بازپرس پرونده بازجویی شدند.

به گزارش خبرنگار بهارستانه، پنج سارق مسلح که در قالب باند مخوفی از نیمه شب ۲۳ آذر ماه امسال سرقتهای سریالی خود را از سوپر مارکتها و ساندویچیهای سطح شهر تهران آغاز کرده بودند، در کمتر از ۲۰ روز پس از شروع به سرقت در دام پلیس گرفتار شدند. متهمان صبح دیروز برای بازجویی به دادسرای ویژه سرقت منتقل شدند. به گفته رضا ابوالحسنی، معاون دادستان تهران و سرپرست دادسرای ناحیه ۳۴ قرار است از متهمان به اتهام محارب و سرقت مسلحانه تحقیق شود. به گفته وی متهمان به ۱۸ فقره سرقت اعتراف کردهاند، اما احتمال دارد اعضای این باند در خارج از شهر تهران هم مرتکب سرقت شده باشند که پس از تحقیقات تکمیلی، سرقتهای احتمالی دیگر آنها هم در دادسرا مورد بررسی قرار میگیرد. متهمان صبح دیروز در شعبه اول بازپرسی دادسرای ناحیه ۳۴ مقابل قاضی نصرتی بازجویی شدند و همگی به سرقتهای مسلحانه اعتراف کردند و برای تحقیقات بیشتر در اختیار کارآگاهان پلیس آگاهی قرار گرفتند.

گفتوگوی خبرنگار ما با اعضای باند

بازیگر تئاتر و قهرمان رشته دو و میدانی هستم

خودت را معرفی میکنی؟

محسن هستم، ۳۰ ساله.

شما سردسته باند هستی؟

نه. ما سردسته نداشتیم. همه با هم دوست بودیم که تصمیم به این کار گرفتیم.

اما بقیه اعضای باند میگویند شما سردسته باند هستی ؟

من با مسلم دوست بودم و به او پیشنهاد دادم و مسلم هم سه نفر از دوستانش را آورد. به همین دلیل به من میگویند سردسته باند. در صورتی که من همیشه فقط رانندگی میکردم.

معتادی؟

نه. من ورزشکارم.

چه رشتهای؟

من مدال قهرمانی در رشته دو و میدانی دارم و رزمیکار هم هستم.

چه شد که باند سرقت تشکیل دادی ؟

واقعیتش من و مسلم تصمیم گرفتیم لوازم خودرو سرقت کنیم که مسلم گفت از مغازه سرقت کنیم پول بیشتری گیرمان میآید.

یعنی به یکباره تصمیم به سرقت مسلحانه گرفتید؟

بله. اولش مثل یک بازی بود و من هرگز فکر نمیکردم به اینجا ختم شود و دستگیر شویم و الان هم واقعاً گیج و مبهوت هستم.

یعنی فکر میکردی در چند سرقت پول زیادی بهدست میآوری؟

من خانواده پولداری دارم. پدرم در کار ساخت و ساز است و من پیش او کار میکردم. پدرم ماهی ۸ میلیون تومان به من حقوق میداد و من هم همه را خرج ورزش و خوشگذرانی میکردم تا اینکه ماه قبل ازدواج کردم و الان هم همسرم باردار است. بعد از این با پدرم اختلاف پیدا کردم و او به من حقوق نداد که به فکر سرقت افتادم.

سابقه داری؟

بله. من یک بار به جرم خرید و فروش عتیقه دستگیر شدم و هشت ماه به زندان رفتم و بعد با سند آزاد شدم. آن روز همراه یکی از دوستانم برای معامله ۱۵ میلیارد تومانی عتیقه به ورامین رفتیم که دستگیر شدیم.

یکی از همدستانت گفته قبل از سرقتهای سریالی سوپر مارکتها از کامیونها هم سرقت میکردید؟

بله. من و مسلم ابتدا از کامیونها سرقت میکردیم. کامیون هایی که کنار جاده یا خیابانهای خلوت پارک بودند با تهدید چاقو پولهای رانندههایشان را میگرفتیم. سرقت از کامیونها چندتایی بیشتر نبود که تصمیم به سرقت از سوپر مارکتها گرفتیم.

چقدر سواد داری؟

من تحصیلکردهام. مدتی تئاتر شهر تئاتر بازی میکردم و یک تله فیلم هم بازی کردهام.

پس علاقه به فیلم و تئاتر هم داری ؟

بله. فیلمهای هالیوودی زیاد نگاه میکنم.

اسلحه را از کجا تهیه کردی؟

از یکی از دوستانم به مبلغ ۶ میلیون تومان خریدم که ۲ میلیون به او دادم. قرار بود، بقیهاش را بعد بدهم که دستگیر شدیم.

حرف آخر؟

من دارم پدر میشوم، اما زندگی خودم و خانوادهام را خراب کردم و پشیمان هستم.

اسلحه ما خراب بود

شما خودت را معرفی کن؟

مسلم هستم، ۲۳ ساله.

سابقه داری؟

نه. سابقه ندارم.

قبلاً چه کاره بودی؟

من خیاط بودم.

پس چرا وارد این باند شدی؟

فریب خوردم. محسن وقتی گفت پول خوبی گیرمان میآید، وسوسه شدم و قبول کردم.

شما اسلحه میکشیدی؟

بله. سه بار اسلحه دست من بود، اما اسلحه خراب و خالی بود.

به هرحال با اسلحه تهدید میکردید؟

بله. قبول دارم. خیلی پشیمان هستم. امیدوارم ما را این بار به خاطر جوانیمان ببخشند.

منبع : روزنامه جوان

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Time limit is exhausted. Please reload the CAPTCHA.