پشیمانی تحلیلگر نیویورک تایمز از امید بستن به محمد بن سلمان

تحلیلگر ارشد آمریکایی که قبلا از محمد بن سلمان به عنوان معمار عربستان نوین یاد کرده بود با فاجعه خواندن موضوع قتل خاشقچی نوشت، به نظر می‌رسد او تهدیدی برای دوره انتقالی عربستان است نه موتور آن.

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی بهارستانه به نقل از خبرگزاری فارس، «توماس فریدمن» تحلیلگرروزنامه نیویورک تایمز در گزارشی در همین روزنامه درباره ناپدید شدن جمال خاشقچی، از فعالان مخالف رژیم آل سعود و همچنین ستون نویس روزنامه واشنگتن پست، نوشت؛ «نوامبر سال گذشته من یک یادداشتی درباره محمد بن سلمان نوشتم. این یادداشت اینجوریت مام می‌شد؛ همانطور که یک روزنامه نگار وطن پرست سعودی به من گوشزد کرد، ولیعهد سعودی در حال نجات حکومت سعودی از یک مرگ تدریجی است اما باید پایه‌های خود را مستحکم کند. این موضوع خوبی است که بن سلمان در حال رهاسازی حکومت سعودی از روحانیون تندرو است اما در عین حال او به کسی اجازه نمی‌دهد عقایدش را درباره تصمیمات سیاسی و اقتصادی ابراز کند و بای کمکش کرد. نام این روزنامه نگار جمال خاشقچی بود».

وی در ادامه یادداشت تازه خود در نیویورک تایمز نوشت؛ جمال چند روز قبل از آن به دفتر من آمده بود و مفصل درباره عربستان سعودی، بن سلمان، دیدگاههای من و دیدگاههای خودش با یکدیگر گفتگو کردیم. اما جمال تاثیر زیادی روی آنها داشت چرا که از درون همان خاندان بود.

وی افزود؛ جمال دریافته بود که پروسه محمد بن سلمان هنوزکامل نیست و احتیاج به تکمیل شدن دارد. او کشورش را دوست داشت و می‌خواست پیشرفت آن را ببیند و معتقد بود که محمد بن سلمان می‌تواند تغییرات بزرگی ایجاد کند. عربستان نیاز به اصلاحات اساسی دارد. اما در عین حال خاشقچی معتقد بود که ولیعهد سعودی نیاز به راهنمایی فراوانی دارد زیرا او یک نیمه پنهان داشت و در درون یک حلقه کوچک از خاندان سعودی منزوی شده بود.

توماس فریدمن در ادامه یاداشت خود افزود: بعد از گذشت مدتی جمال به این نتیجه رسیده بود که نیمه تاریک محمد بن سلمان بر او غلبه کرده است. در ماه اوت که دوباره با هم صحبت کردیم جمال به من گفت که نمی‌تواند به عربستان سعودی بازگردد چرا که می‌خواهد زنگ هشدار درباره تشدید سرکوبها و بازداشت منتقدان از طیفهای مختلف چپ، راست و میانه در عربستان از سوی محمد بن سلمان را به صدا دربیاورد.

فریدمن اضافه کرد، پس از این قضایا، در ماه سپتامبر دوباره مقاله‌ای نوشتم و در آن توضیح دادم که «من تردید کمی دارم که محمد بن سلمان تنها کسی است که در خانواده‌اش اصلاحات حیاتی اقتصادی، مذهبی و اجتماعی را آغاز کرده و تنها کسی است که جرات کرده همه آنها را یکباره انجام دهد..»  او تنها کسی که ابتکاراتی در سیاست خارجی و قدرت داخلی ایجاد کرده است.  این دو بخش از همان بسته بزرگ محمد بن سلمان است که همانطور که گفتم ما باید به وی کمک کنیم تا ابعاد بد آن را کنار بگذارد و بخشهای خوب آن را توسعه و رشد دهد.

من در آن مقاله توضیح دادم که «قصد محمد بن سلمان هرگز این نیست که شبیه دموکراسیِ دانمارک شود اما اصلاحات اقتصادی، مذهبی و اجتماعی مهم بودند و واضح است که دومی برای من مهم اهمیت داشت..»

در عین حال من اضافه کردم که «طی ماههای اخیر محمد بن سلمان مجموعه‌ای از تصمیمات و گامهای نامناسب که به او، ما و عربستان ضربه وارد می‌کند را اتخاذ کرده است. توضیح دادم که ولیعهد سعودی مشاوران تندرویی دارد که از او می‌خواهند «مدل چین» را دنبال کند..» من متذکر شدم که عربستان سعودی چین نیست و نیاز به دوست دارد. به دوستانی بیشتر از دبی احتیاج دارد. و نیاز به سیاست نرم دارد تا سیاست سخت. در آن مقاله همچنین توضیح دادم که آینده ثبات عربستان سعودی به پیشرفت روند اصلاحات و از همه مهمتر ورود سرمایه‌گذارهای خارجی به این کشور، رونق اشتغال و حمایت جوانان عربستانی از شاهزاده سعودی بستگی دارد.

اما به دلایل خیلی خوب، سرمایه گذاران خارجی نگرانیهایی درباره عربستان دارند. آنها طی ۶ ماه گذشته مشاهده کرده‌اند که مشاوران تندرو اطراف محمد بن سلمان را گرفته و مسائل امنیتی را مقدم بر جذب سرمایه خارجی و ایجاد اشتغال برای جوانان بیکار عربستان برای اوتعریف و اولویت بندی کرده‌اند؛ چیزی که به جای ورود پول به عربستان باعث خروج پول از این کشور خواهد شد.

فریدمن نوشت، مساله مدل چین در تابستان گذشته از طریق نزدیکان محمد سلمان به اطلاع من رسیده بود.

این تحلیلگر آمریکایی در ادامه با اشاره به اخبار مربوط به جمال خاشقچی نوشت: «اگر چه شوکه شدم اما متعجب نشدم وقتی که روزنامه را در دستانم گرفتم و خبر مربوط به ربوده شدن و قتل جمال خاشقچی ، زمانی که وی به کنسولگری عربستان در استانبول مراجعه کرده بود، را خواندم. ما هنوز درباره مرگ خاشقچی نیاز به مدارک معتبر داریم اما بوهایی که استشمام می‌شود نشان دهنده یک روند بسیار بد است..»

وی افزود، «اگر جمال توسط عوامل سعودی ربوده و کشته شده باشد این یک فاجعه برای محمد بن سلمان شاهزاده سعودی است و یک تراژی برای عربستان سعودی و همه کشورهای عربی و یک نقض عمیق هنجارهای پاک انسانی است. این فاجعه نه از از لحاظ تعداد اما از لحاظ اصول و مبنا حتی بدتر از فاجعه جنگ علیه یمن است. آیا اگر ثابت شود که عربستان خاشقچی را کشته، رهبران و سرمایه گذاران غربی حاضرند با بن سلمان همکاری کنند؟»

وی در ادامه تاکید کرد، برای ماهایی که منتظر فراز یا فرود ابتکارات بن سلمان بودیم، البته قلبا دوست داشتیم شاهد اوج گیری آن باشیم، به این نتیجه می‌رسیم که «این رژیم سعودی تهدیدی برای دوره انتقالی عربستان است نه موتور محرک آن.»

وی در پایان نوشت؛ «من برای جمال خاشقچی دعا می‌کنم. هر کشوری نیاز به منتقدان سازنده دارد. داروهایی که تجویز می‌شود برای اغلب رهبران ناراحت کننده است اما در نهایت سلامتی را به آنها باز می‌گرداند. به نظر من محمد بن سلمان نیز باید برای او دعا کند.»

انتهای پیام/

 

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Time limit is exhausted. Please reload the CAPTCHA.