هوس دوباره قاره سبز برای داشتن یک نیروی نظامی مشترک

امروز و در شرايطي كه اروپا با تهديدهاي فراواني در حوزه‌های گوناگون روبه رو است، ايده ارتش مستقل اروپا در فضاي بين المللي مطرح شده است.

به گزارش بهارستانه به نقل از فارس، یکی از طنزهای جالب تاریخ اروپا در این روزها، حمایت شخصیت های فرانسوی از تشکیل ارتش مستقل در اتحادیه اروپا است. امانوئل ماکرون رییس جمهور فرانسه و ژان کلود یونکر رییس کمیسیون اروپا از جمله مطرح ترین حامیان جدید تشکیل ارتش مستقل اروپا هستند.

ماکرون در سخنانی با اشاره به این که لغو پیمان INFمیان روسیه و آمریکا برای امنیت اروپا بسیار خطرناک است گفت: اروپا باید ارتشی واقعی و مستقل از آمریکا تشکیل دهد.

امانوئل مکرون اضافه کرد: اگر ما ارتش مستقل اروپایی نداشته باشیم، چگونه می‌توانیم از خودمان دفاع کنیم؟ ما باید سازوکاری مستقل از واشنگتن داشته باشیم.

در پاسخ به سخنان ماکرون دونالد ترامپ رییس جمهور آمریکا ضمن این که چنین ایده ای را توهین آمیز خوانده بود خواستار ایفای نقش جدی تر فرانسه در ناتو و  پرداخت سهم خود در این پیمان شد.

سوال اصلی در این میان، دلیل علاقمندی ناگهانی اروپایی ها به خصوص فرانسوی‌ها به تشکیل ارتش مستقل اروپایی است.

*فرانسوی‌های کار خراب کن

در تمام سال های پس از جنگ جهانی دوم ایده تشکیل یک ارتش مستقل در اروپا به خصوص اروپای غربی ذهن روسای کشورهای عضو قاره سبز را به خود مشغول کرده است. پس از جنگ جهانی دوم و زمانی که از اروپا خرابه ای بیش باقی نمانده بود، وظیفه اداره اروپا بر طبق مصوبات کنفرانس یالتا بر عهده اتحاد جماهیر شوروی و آمریکا قرار گرفت و نقشی حاشیه ای به انگلستان و فرانسه واگذار شد.

با این حال به زودی روشن شد که نگاه استالین و ترومن به مقوله استقلال به کلی با یکدیگر متفاوت بود. کودتای پراگ در سال ۱۹۴۸ و محاصره برلین نشان داد که تقسیم اروپا واقعیتی انکارناپذیر است. استقرار ۳۰۰  لشکر زمینی اتحاد جماهیر شوروی در اروپای شرقی به آن اندازه هشدار دهنده بود که اروپا بدون هیچ تردیدی چتر حمایت نظامی آمریکا را رد قالب پیمان ناتو بپذیرد.

با این حال رهبران کشورهای اروپایی همان گونه که به یک اتحاد اقتصادی برای رونق بخشیدن به صنایع خود می اندیشند، رویای یک اتحاد نظامی برای محافظت از اروپای غربی را نیز در ذهن داشتند.

ایده اتحاد اقتصادی به تشکیل جامعه ذغال و فولاد اروپا انجامید که پایه ای برای تشکیل بازار مشترک شد. اما در این میان طرح اتحادیه دفاعی اروپا که می توانست، پایه ای برای تشکیل ارتش اروپا شود سرنوشت جالبی پیدا کرد. شاید مهم ترین دلیل آن را بتوان در بدبینی ژنرال دوگل یافت.

دوگل به خود حق می داد که در خصوص کشوری که توانسته سه بار پاریس را تصرف کند، بدبین باشد. از نظر وی تشکیل چنین جامعه ای منجر به تشکیل ارتشی خواهد شد که بار دیگر آلمان را از نظر نظامی بر اروپا مسلط خواهد کرد.

مخالفت دوگل با امضای پیمان پاریس منجر به وحشتناک‌ترین جنجال سیاسی پس از رسوایی دریفوس بین سال ۱۹۵۳ تا ۱۹۵۴ شد. در نهایت دوگل پیروز شد و جامعه دفاعی اروپا به نقطه نهایی خود نرسید. کشورهای اروپایی پذیرای سلاح های هسته ای آمریکا و نیروهای ارتش این کشور شدند.

البته دوگل در این میان راه خود را رفت. فرانسه را به سلاح هسته ای مجهز کرد و رابطه فرانسه را با ناتو قطع کرد. این اقدام دوگل اگرچه از نظر نظامی در مقابل استقرار ۳۰۰ موشک هسته ای اس اس-۲۰ و ۱۰۰ لشگر نظامی شوروی دراروپا از لحاظ نظامی ارزشی نداشت، اما نشانه نوعی استقلال طلبی اروپایی در مقابل آمریکا محسوب می شد که تا پایان جنگ سرد نیز ادامه یافت.

*تمام وسوسه‌های یک نیروی نظامی مستقل

با پایان جنگ سرد و فروپاشی دیوار برلین فضایی متفاوت بر دنیا حاکم شد. دیگر خبری از نیروهای نظامی اتحاد جماهیر شوروی در اروپا نبود و روسیه چه از لحاظ اقتصادی و چه از لحاظ نظامی تهدیدی برای اروپا محسوب نمی شد. برچیده شدن سلاح های میان برد هسته ای بین روسیه و آمریکا شبح هدف قرار گرفتن شهرهای اروپا با سلاح های هسته ای همچون موشک های پرشینگ و کروز را نیز از بین برده بود.

همچنین اتحاد همه جانبه فرانسه و آلمان توانست تا حدود زیادی سوء ظن های سابق را برطرف کند. جالب اینجاست که پس از فروپاشی شوروی ارتش آلمان تبدیل به قوی ترین ارتش اروپا شده بود.

برداشته شدن سایه جنگ سرد اعتماد به نفس اروپا را برای ایفای نقش جدی در بحران های جهانی افرایش داد که نشانه آن مشارکت ارتش آلمان در عملیات های بیرون از مرزهای این کشور بود.

اولین عملیات آلمانی ها در سال ۱۹۹۳ میلادی در سومالی و تحت نظارت سازمان ملل متحد اجرا شد و پس از آن وارد درگیریهای بالکان شدند. در آن زمان هواپیماهای آلمانی در عملیات ناتو در بوسنی در سال ۱۹۹۵ و ۱۹۹۶ میلادی و سپس در سال ۱۹۹۹ میلادی در عملیات کوزوو شرکت کردند.

این اعتماد به نفس اروپایی بار دیگر ایده تشکیل یک نیروی نظامی مشترک برای حفظ صلح در اروپا و مشارکت در حل بحران های جهانی را زنده کرد. اولین قدم در این مسیر تشکیل یک تیپ مشترک در خاک آلمان متشکل از نظامیان آلمانی و فرانسوی بود.

علی رغم قدم های ابتدایی در این مسیر و امید فراوان به تشکیل ارتش مشترک اروپا به تدریج شور و شوق اولیه دهه ۹۰ میلادی نسبت به این اقدام کاهش یافت.

شاید مهم ترین عامل این شور و شوق ریشه در هزینه های پیش رو و دشواری های هماهنگ سازی سلاح های گوناگون و آموزش های متفاوت ارتش های اروپایی بود. البته کشورهای اروپایی قدم اولیه برای راه اندازی پروژه های تسلیحاتی را به تدریج برداشتند که پروژه تولید هواپیمای جنگنده یورو فایتر تایفون و تسلیحات مشترک زمینی بخشی از آن بود.

از سوی دیگر هنوز نگاه مثبتی به گسترش میلیتاریسم در کشور آلمان به خصوص در افکار عمومی وجود نداشت،‌ آن هم در شرایطی که هیچ تهدید نزدیکی در قبال اروپا وجود نداشت. هر از گاهی و همرمان با اوج گیری تهدیدهای بین المللی از جمله گسترش تروریسم بحث تشکیل یک نیروی نظامی متحد در اروپا مطرح می شد، اما تعهد آمریکا به حفظ امنیت اروپا و گسترش ناتو به سمت شرق عملا اجرایی شدن این ایده را یک هزینه اضافی جلوه می داد.

حتی در سال ۲۰۰۸ و همزمان با ریاست دوره ای فرانسه بر اتحادیه اروپا، نیکلا سارکوزی در پی آن بود در راستای سیاست دفاعی مشترک اروپایی، قابلیتهای نظامی و عملیاتی اروپا تقویت شود و این اتحادیه جایگاه قوی تری در ابعاد نظامی داشته باشد. وی ایجاد قابلیتهای نظامی اروپا بر مبنای الگوی ناتو را مطرح کرد. حتی در اوایل اکتبر ۲۰۰۸ میلادی نشست وزرای دفاع ۲۷ کشور اتحادیه اروپایی برگزار شد و توافق گردید ابتکارات جدیدی در راستای دفاع مشترک اروپایی صورت گیرد. اما با تشدید بحران مالی جهان همه چیز به فراموشی سپرده شود.

با این حال اوضاع به سرعت زودتر از آنچه که کسی تصور می‌کرد، تغییر کرد.

*ترس از ظهور دوباره روسیه

الحاق شبه جزیره کریمه و تمرین های هسته ای ارتش روسیه برای حمله اتمی به شرق هشداری به اروپا بود که باید تشکیل دوباره ارتش متحد را جدی بگیرد. روسیه دیگر کشور بحران زده ای نبود که همچون دهه ۹۰ به کمک های مالی اروپا نیاز داشته باشد.

بازسازی قدرت نظامی و اقتصادی روسیه رویکرد تهاجمی این کشور را بار دیگر احیا کرده بود. حمله روسیه به گرجستان نشانه ای کوچک از این ماجرا بود که با تصرف دوباره کریمه و حمایت از جدایی طلبان بار دیگر به اوج خود رسید.

سئوال اصلی در این میان برای کشورهای اروپایی این بود که آمریکا تا چه اندازه در مقابل فشارهای روسیه برای پیشروی به سمت اروپا مقاومت خواهد کرد و ممکن است این سناریو در سایر کشورها از جمله جمهوری های سه گانه حوزه بالتیک نیز تکرار شود.

*اولین قدم برای تشکیل یک ارتش مستقل

اما در این میان انگیزه مهم تری برای اروپایی ها روی کارآمدن دونالد ترامپ رییس جمهور و ایجاد تردیدهای جدی در خصوص حفظ تعهد آمریکا در خصوص ناتو بود.

ترامپ از کشورهای اروپایی می خواست تا سهم عادلانه در ناتو را بپردازند و از حجم کسری تجاری این کشور با اروپا بکاهند. افقی که ترامپ برای کشورهای اروپایی در خصوص حفظ امنیت آن ها ترسیم می کند، وحشتناک تر از آن است که بیش از این در مقابل چنین اتفاقی سران اروپا بی تفاوت بمانند.

توان اتمی کشورهای بریتانیا و فرانسه به عنوان دو کشور هسته ای اروپا حتی یک دهم توان هسته ای روسیه نیز نیست و این چاره‌ای جز همکاری متقابل در مقابل اروپایی‌ها قرار نداده است. شاید اولین قدم برای تشکیل چنین ارتشی امضای توافق « همکاری ساختارمند دائمی» اتحادیه اروپا یا «پسکو» (Permanent Structured cooperation — Pesco) در دسامبر ۲۰۱۷ (۲۰ آ ذر) توسط اعضای این اتحادیه بود.

توافق‌نامه‌ای که قرار است همکاری‌های نظامی را تا سطح یک ارتش گسترش دهد. البته این رویه جدید اروپایی ها را می توان در راستای آنچه که استقلال طلبی اروپا در تمام حوزه ها می توان نامید، مورد بررسی قرار داد. در حقیقت اروپا با مشاهده موضع ترامپ در خصوص عقب نشینی از تعهدات دیرینه آمریکا به فکر استقلال در ساختارهای گوناگون از جمله حوزه پولی و نظامی افتاده است.

*مخالفان چه می‌گویند

البته این ارتش مخالفان ویژه خود را دارد. از آنجا که در غیاب بریتانیا، ارتش های آلمان و فرانسه قویترین ارتش های اروپایی خواهند بود، عملا ارتش اروپا تبدیل به طرحی فرانسوی-آلمانی خواهد شد.

در کنار این نیروی نظامی مستقل اروپایی در رقابت مستقیم با ناتو خواهد بود، که یک مخالف جدی و سرسخت خواهد داشت بنام ایالات متحده آمریکا که  به شدت با شکل گیری و تقویت چندجانبه گرایی در نظام بین الملل مخالف است. توییت دونالد ترامپ در مخالفت با این موضوع و درخواست جدی در خصوص بالا بردن سهم کشورهای اروپایی در ناتو دقیقا بازتابی از همین مخالفت است.

همچنین، سایر قدرتهای بزرگ در نظام الملل از جمله چین و روسیه (هر چند از مخالفان ناتو هستند) به هیچ عنوان علاقه ای به شکل گیری نیروی نظامی رقیب دیگری آن هم از سوی اتحادیه اروپا ندارند.

با این وجود هیچ کس شک ندارد که جامعه ذغال و فولاد اروپا که پایه اصلی اتحادیه اروپا است با چه مخالفت هایی روبه رو بود و امروز نیز شاید ایده ارتش مستقل اروپا در حالی طی کردن همان رویه باشد.

انتهای پیام/

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Time limit is exhausted. Please reload the CAPTCHA.