مشکل نخبگان ما نخبه‌باورنبودن مسئولان است!

رهبر انقلاب دیروز بار دیگر تأکید کردند که عمیقاً و قویاً، نخبه‌باور هستند و مسئولان نیز باید باور کنند که نخبه‌ها سرنوشت کشور را تغییر می‌ دهند

بهارستانه: وضعیت بسیاری از نخبگان علمی کشورمان که  به‌رغم تحصیل در دانشگاه‌های کشور  در نهایت امریکا را برای ادامه تحصیل، پیشرفت و زندگی برمی‌گزینند، توجه بیشتر به حفظ و بازگشت نخبگان را گوشزد می‌کند. درد آنجایی است که نخبگان جوان، ایده‌های خارق‌العاده در ذهن دارند و از همه مهم‌تر خواهان حضور در خاک کشور برای خدمت به مردم هستند، اما باورنا‌پذیری و فقدان حمایت درست و منطقی از هر لحاظ ‌باعث می‌شود که آنچنان آینده را غبار‌آلود تصور کنند که فرار را بر قرار ترجیح بدهند. حال آنکه بسیاری از کشورها ضمن تشویق به بازگشت دانشجویان و تحصیلکردگان خود در دیگر کشورها، از ظرفیت آنان در توسعه علمی و فناورانه بهره می‌برند و همین انگیزه‌ای برای بازگشت می‌شود، اما در ایران نه‌تنها تلاش‌های کافی صورت نمی‌گیرد و عزم مسئولان حوزه‌های مربوطه دراین‌باره دیده نمی‌شود، بلکه در مقابل اعلام علاقه‌‌مندی نخبگانی که خواهان همکاری با کشور هستند نیز کسی سر تسلیم فرود نمی‌آورد.
ایران سرزمین نخبگان است، اما به موازات آمارهای نخبه‌پروری، از جمله کشورهایی هستیم که جزو ۱۰ کشور اول دنیا در صادرات نخبگان قرار گرفته‌ایم. یعنی فرزندان همین آب و خاکی که به امید فعالیت و پیشرفت در کشور، بهترین دانشگاه‌های کشور را برای تحصیل انتخاب می‌کنند، اما بعد از سرخوردگی از باور سایران به خود، کوله‌بارشان را به قصد غربت بر پشت می‌اندازند و کشور را ترک می‌کنند. در این میان طیف وسیعی از نخبگان سال‌ها منتظر هستند تا بالاخره یک مسئولی در یک گوشه مملکت ما، جای خالی وی را احساس کند و بعد از برآورد نیاز کشور نسبت به حضور چنین نخبگانی، شرایط را برای ورود به خاک کشور، فعالیت و حمایت آنها فراهم کند، اما این هم از همان مواردی است که بسیاری از نخبگان در آرزوی آن به سر می‌برند.
درد‌دل‌های نخبگان
همین چند وقت پیش بود که یکی از فارغ‌التحصیلان دانشگاه صنعتی شریف که در حال حاضر در یکی از بهترین و فعال‌ترین شرکت‌های خودروسازی انگلیس فعالیت می‌کند، تعریف می‌کرد همچنان در حال تلاش و رایزنی با مسئولان برای حضور و فعالیت در کشور است. به گفته وی متأسفانه نه تنها اشتیاقی برای حضور وی دیده نمی‌شود، بلکه پیشنهادات کاری مطرح شده از سوی ایران نه به لحاظ معنوی و نه به لحاظ مادی قابل فکر کردن هم نیست.
حضور در کشور، فعالیت و پیاده کردن ایده‌های متفکرانه از جمله موارد مهم و قابل اهمیتی است که همواره در سخنان این فرد موج می‌زند، اما خود تعریف می‌کند که سایر دوستان و هم‌دوره‌ای‌های وی که در حال حاضر در کشور مشغول کار هستند، تلاش برای بازگشت را کاری عبث می‌دانند و همواره توصیه به عدم حضور می‌کنند؛ چراکه شرایط را از هر نظر غیر‌مطلوب می‌بینند.  در این میان بنیاد ملی نخبگان، معاونت علمی و فناوری ریاست جمهوری، وزارت علوم، تحقیقات و فناوری سه دستگاه متولی رسیدگی به نخبگان و حمایت مالی و معنوی از این نابغه‌ها و نخبگان جوان هستند. سؤال اینجاست که آیا اساساً از سوی این نهادها، شرایطی فراهم شده است تا نخبگان بتوانند به راحتی در کشورهای توسعه یافته حضور یابند و ضمن دیدن دوره‌های مختلف کوتاه‌مدت یا بلند‌مدت علمی، خود را برای خدمت به کشور آماده و آماده‌تر کنند؟ آیا با وجود چنین مواردی که کم هم نیستند، سرمایه‌های اصلی این کشور باور و دیده می‌شوند؟
پاسخ وقتی روشن می‌شود که نگاهی به آمارها در این زمینه داشته باشیم. بر اساس آمار «صندوق بین‌المللی پول» در سال ۲۰۰۹ ایران به لحاظ مهاجرت نخبگان، مقام اول را در میان ۹۱ کشور در حال توسعه و توسعه نیافته داشته است. سالانه ۱۵۰ تا ۱۸۰ هزار ایرانی تحصیلکرده کشورشان را ترک می‌کنند. نیمی از این جوانان ۲۲ ساله بوده و با هزینه شخصی برای ادامه تحصیل از کشور خارج شده‌اند.  همچنین بنیاد ملی نخبگان نیز با استناد به گزارش ۲۰۱۵ مؤسسه آمار یونسکو گزارشی تهیه کرد که نشان می‌دهد ایران در تعداد دانشجویان مشغول به تحصیل در امریکا در سال ۲۰۱۴ و ۲۰۱۵ رتبه یازدهم را دارد. در این رده‌بندی ایران از بین ۱۵ کشور اول دنیا از نظر تعداد دانشجو در امریکا طی سال‌های ۲۰۱۵ و ۲۰۱۴، با تعداد ۱۰ هزار و ۱۹۴ نفر بعد از مکزیک رتبه یازدهم را به خود اختصاص داده و کشورهای چین و هند به ترتیب رتبه‌های اول و دوم را دارند. همچنین ۵۵ درصد دانشجویان ایرانی دارای بورسیه کامل تحصیلی دانشگاه‌های امریکا و ۲۷ درصد نیز با پرداخت کامل شهریه تحصیلی توسط خودشان در امریکا مشغول به تحصیل هستند.  در گزارش بنیاد ملی نخبگان لس‌آنجلس، نیویورک-  نیوجرسی شمالی، بوستون، شیکاگو و واشنگتن، مناطقی هستند که بیشترین مقاصد دانشجویان ایرانی را در امریکا به خود اختصاص می‌دهند.
جالب اینجاست که آمار خروج نخبگان از کشور از دو سال پیش تاکنون به‌روز‌رسانی نشده است و مسئولان هنوز آمار دقیقی از میزان خروج روزانه دانشجویان ندارند، چراکه به اذعان آنها برخی دانشجویان ایرانی از خروج خود اطلاعی نمی‌دهند.
جای خالی نخبگان در سیستم‌های تصمیم‌گیری
البته پیش از این فرهادی در قامت وزارتخانه‌ای که اکنون چند ماهی است سایه سرپرست را به خود دیده است، گفته بود: مصوبه‌ای تصویب شد تا نخبگانی که در خارج از کشور تحصیل کرده‌اند، هنگامی که بازگشتند از طریق بنیاد نخبگان جذب و در هیئت علمی دانشگاه‌ها حضور پیدا کنند.
نکته جالب توجه اینجاست علاوه بر این مهم ورود نخبگان به سیستم‌های تصمیم‌گیری یا حضور در اتاق فکر برای تبادل‌نظر است که نبوغ فکری آنها را شکوفا می‌کند و همین نخبه پذیری و باوری بوده که شروعی برای تغییر در بدنه جوان‌پروری در سطوح مهم را کلید می‌زند که قطعاً بازتاب آن بی‌نهایت شگفت‌آور خواهد بود؛ موضوعی که توجه چندانی بدان نمی‌شود.  روز گذشته رهبر انقلاب اسلامی، در دیدار صدها نفر از نخبگان جوان و استعدادهای برتر علمی، جوانان نخبه میهن را مایه امید به آینده درخشان ایران خواندند و در بخشی از سخنانشان گفتند:« من عمیقاً و قویاً نخبه‌باور هستم و مسئولان نیز باید باور کنند که نخبه داریم و این نخبه‌ها می‌توانند سرنوشت کشور را تغییر دهند.»
توجه نکردن به همین سرمایه‌های باارزش باعث شده تا امثال میرزاخانی‌ها مورد باور و حمایت قرار نگیرند و نخبگان همچنان فضای ذهنی و واقعی زندگی خود را در خارج از کشور بگسترانند.
منبع: روزنامه جوان

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Time limit is exhausted. Please reload the CAPTCHA.