فریادی که شهید کلاهدوز سر بنی‌صدر کشید/ تانک‌هایی که دفن شد

غائله کردستان که پیش آمد، سپاه و بنی‌صدر رودررو شدند. سپاه و دولت جلسه فوق‌العاده تشکیل دادند. بنی‌صدر گفت: کاری نمی‌‌توانیم بکنیم. کلاهدوز سر بنی‌صدر فریاد زد: اگر شما قبلا به نتیجه رسیدید که کاری ازتان ساخته نیست، اینجا جمع شدید چه‌کار؟

به گزارش بهارستانه،

احمد کاظمی فرمانده تیپ ۸ نجف در عملیات محرم، عالی عمل کرد. عراقی‌ها را دور زد و یک تیپ کامل را با کمترین درگیری به اسارت در آورد. بعد از این قضیه مجید بقایی خیلی به احمد علاقه‌مند شد. آن زمان ۳ سپاه تشکیل شد. مجید، احمد را به سمت فرماندهی سپاه ۷ حدید منصوب کرد. سپاه ۱۱ قدر در اختیار ابراهیم همت و سپاه صاحب الزمان (عج) هم در دست مصطفی ردانی پور و رضا حبیب‌اللهی بود. ۲ سپاه ۷ حدید و ۱۱ قدر زیر نظر قرارگاه کربلا رفت و احمد غلامپور هم جانشین مجید بقایی شد.

یک روز مجید گفت: برو دنبال احمدغلامپور و احمدکاظمی. با استیشن مجید حرکت کردیم. من مسؤولیتی نداشتم و طفیلی بودم. مجید پشت فرمان نشست و به طرف رقابیه حرکت کردیم.

احمد کاظمی با همان لحن خاصش خاطره‌ای تعریف کرد: قبل از عملیات فتح‌المبین، رشید من را صدا زد و گفت: احمد، بیا کارت دارم. من رفتم، تا رشید من را دید یک نقشه روی زمین پهن کرد و دست روی یک نقطه گذاشت و گفت: می‌دانی این چیه؟ گفتم: نه.

گفت: اینجا یک تنگه است که به آن تنگه رقابیه می‌گویند. احمد جان! از نقطه رهایی تا تنگه، چهار کیلومتر می‌روی، آنجا را می‌‌گیری و با یک ژ۳ نگه می‌‌داری. همچین گفت با یک ژ۳ که فکر کردم نفربر که می‌خواهد توی این تنگه بپیچد تهش گیر می‌کند!

شب عملیات فتح المبین، چهار کیلومتر رفتیم. داشت صبح می‌شد. رشید پشت بی‌سیم گفت:کجایی؟ گفتم: والله تنگه‌ای نمی‌بینم.گفت: الان کجایی؟ سمت چپت چی می‌بینی؟

انتهای پیام/*

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Time limit is exhausted. Please reload the CAPTCHA.