دلال ورشکسته معامله قرن

شکست بخش اقتصادی معامله قرن، مسئله بسیار مهمی است و اینکه آمریکایی‌ها علی‌رغم این شکست، همچنان به دنبال زمینه‌سازی برای تنفس مصنوعی به آن هستند، نشان می‌دهد که یانکی‌ها هنوز هم از درک کامل و صحیح مسائل منطقه، عاجزند.

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی بهارستانه به نقل از خبرگزاری فارس، «حسین شیخ‌الاسلام» در روزنامه «حمایت» نوشت:

«جارد کوشنر»، داماد و مشاور ترامپ که دلالی طرح صلح آمریکا موسوم به «معامله قرن» را بر عهده دارد، چند روزی است که راهی منطقه شده تا یک‌بار دیگر برای کسب و کار ورشکسته خود، چانه‌زنی کرده و کشورهای غرب آسیا را به «فلسطین فروشی» ترغیب کند. رفت‌وآمدهای مکرر او به منطقه، نشان می‌دهد که در یافتن شریک و همراه برای معامله قرن، توفیقی نداشته و به در بسته خورده است. در واقع، شکست این طرح و متقاعد نشدن کشورهای عربی – اسلامی باعث شده تا او هر از گاهی چمدان‌های خود را به مقصد منطقه ببندد و منافع ادعایی آن را به سمع و نظر مخالفین برساند. این در حالی است که کوشنر ماه گذشته در گفتگو با روزنامه صهیونیستی «هاآرتص»، اذعان کرده بود که «بخش اقتصادی» معامله قرن شکست‌خورده و تقصیر را به گردن تشکیلات خودگردان انداخت که پیش پای شرکت‌ها و کشورها برای سرمایه‌گذاری سنگ‌اندازی کرده بود. وی مدعی است که از مجموع ۵۰ میلیارد دلاری که در قالب معامله قرن برای کرانه باختری و نوار غزه در نظر گرفته شده، ۲۸ میلیارد دلار آن نقد است و اگر محمود عباس موضع خود را تغییر ندهد، این وعده‌های سرخرمن، به فلسطینی‌ها تعلق نخواهد گرفت.

به‌جز عربستان، امارات و بحرین که با این طرح خائنانه برای صهیونیستی شدن قدس شریف موافقت کرده‌اند، همه کشورهای اسلامی یا مخالفت کامل خود را با این طرح اعلام کردند و یا آن‌طور که آمریکا برای سرزمین‌های اشغالی خواب‌دیده، همراهی نکردند. کوشنر هفته گذشته پس از سفر به اسرائیل، روز گذشته به اردن و مصر سفر کرد و از آنجا راهی مراکش شد. از اردنی‌ها شنید که طرح آن‌ها برای معامله قرن، ناقص است، موردپذیرش نسل‌های آینده نیست و باید راه‌حل دو دولتی به مرحله اجرا درآید. در مصر هم، مشابه همین نظرات را شنید و دست از پا درازتر راهی مراکش شد تا به ایستگاه آخر سفر منطقه‌ای خود برای همراه کردن دولت‌های عربی – اسلامی به‌منظور شرکت در نشستی در کمپ دیوید برسد. ترامپ بناست در این اجلاس که پیش از انتخابات پارلمانی رژیم صهیونیستی (کنست) در آخرین ماه سال جاری میلادی (سپتامبر) برگزار می‌شود، جزئیات معامله قرن را رونمایی کند. نکاتی در این میان حائز اهمیت‌اند که از مشابهت سرنوشت این طرح با پیمان‌های اسلو و کمپ دیوید حکایت دارند.
۱٫ شکست بخش اقتصادی معامله قرن، مسئله بسیار مهمی است و اینکه آمریکایی‌ها علی‌رغم این شکست، همچنان به دنبال زمینه‌سازی برای تنفس مصنوعی به آن هستند، نشان می‌دهد که یانکی‌ها هنوز هم از درک کامل و صحیح مسائل منطقه، عاجزند. آمریکا و رژیم صهیونیستی به گمان خود، به دنبال این بودند که با وعده‌های اقتصادی بسیار فریبنده، پرونده فلسطین را یک‌بار برای همیشه، مختومه کنند و فکر می‌کردند که با قطع کمک مالی واشنگتن به آژانس امدادرسانی سازمان ملل متحد به آوارگان فلسطینی (آنروا)، کرانه باختری و نوار غزه تحت‌فشار وارده، به بخش اقتصادی معامله قرن، حریص خواهند شد؛ غافل از اینکه تحریم فلسطینی‌ها از هفت دهه پیش آغازشده و مختص امروز و دیروز نیست. فلسطینی‌ها ملت مقاومت هستند و در سالیان متمادی علیرغم توطئه‌ها، تحریم‌ها و خیانت‌ها، سر خم نکرده و آرمان و هدف خود را به فراموشی نسپرده‌اند. نوار غزه ۱۲ سال است که در محاصره کامل قرار دارد و از زمین و هوا و دریا هدف هجوم قرارگرفته و کرانه باختری نیز با کمبودهای مهمی دست‌به‌گریبان است. این پیشینه بیانگر این حقیقت است که تحریم و فشار، همواره وجود داشته و آب‌نباتی که آمریکا می‌خواهد در قبال مرواریدی گران‌بها به فلسطینی‌ها بدهد، ابداً جذابیتی برای آن‌ها ندارد. لذا از منفذ گشایش‌های اقتصادی، کاخ سفید به‌طور حتم توفیقی نخواهد داشت و نمی‌تواند از این طریق، فلسطینی‌ها را به فراموش کردن اولویت اصلی جهان اسلام متقاعد کنند.
۲٫ واشنگتن به‌منظور تعمیق اختلاف بین حماس و جهاد اسلامی با تشکیلات خودگردان فلسطین، معامله قرن را ابزار مهمی تلقی می‌کرد. به گمان کوشنر، محمود عباس با تن دادن به مفاد پیمان اسلو، شریکی قابل‌اعتماد برای کامل کردن پروسه طرح به‌اصطلاح صلح ترامپ بود، حال‌آنکه وی در حال حاضر، یکی از موانع جدی معامله قرن از نظر آمریکایی‌ها به شمار می‌رود. تکلیف حماس و جهاد که مشخص است اما اصلاً پیش‌بینی نمی‌کردند که رئیس تشکیلات خودگردان در پازل آن‌ها بازی نکند. همراهی عباس با مقاومت آن‌چنان بی‌سابقه است که «اسامه حمدان»، عضو دفتر سیاسی جنبش مقاومت اسلامی حماس هفته پیش تصریح کرد: «فلسطینیان به‌رغم تمامی اختلافاتی که از تابستان ۲۰۰۷ ایجادشده، موفق شدند تا علیه معامله قرن دست‌به‌دست هم دهند و اکنون یک اجماع فلسطینی بر سر مخالفت با معامله قرن وجود دارد.» بسته شدن زخم‌های اختلاف میان فلسطینی‌ها که از حدود یک دهه پیش تاکنون باز بود، به دلیل رونمایی از این طرح شوم روی داده چراکه همه آن‌ها را برای زمین زدن حریف، با یکدیگر متحد کرده است. مسئله آوارگان و صهیونیستی شدن قدس شریف، خط قرمز هر دو جریان بود که تشکیلات خودگردان وقتی دریافت با اجرایی شدن معامله قرن، قرار است این دو موضوع حیثیتی برای همیشه به بوته فراموشی سپرده شوند، در مقابل آن، موضع‌گیری کرد.
۳٫ در صدر دستور کار معامله قرن، مسئله عادی‌سازی روابط اعراب و اسرائیل دیده می‌شود. هر چند بعضی رفت‌وآمدهای پیدا و پنهان میان مرتجعین و مسئولین رژیم صهیونیستی وجود دارد، اما موضوع عادی‌سازی هنوز هم از حساسیت بسیار بالایی در میان ملت‌های مسلمان برخوردار است. نمونه‌اش اخراج خفت‌بار خبرنگار سعودی بود که چندی پیش به بیت‌المقدس سفر کرد و با تف و لعن فلسطینی‌ها از حرم شریف ابراهیمی بیرون رانده شد. الان هم اگر جماعت سازش‌کار، نه در سطح مسئولین بلندپایه سعودی، اماراتی و بحرینی، بلکه در سطح بسیار پایین‌تر مثل رسانه‌ها و کارشناسان آن‌ها جرأت کنند که در میان مردم کشورهای اسلامی قدم بگذارند، با همان صحنه‌ها روبه‌رو خواهند شد. عادی‌سازی روابط اعراب و رژیم صهیونیستی به دلیل مخالفت‌های گسترده در بین آحاد مسلمانان، یک اتفاق ظاهری و نیم‌بند است که هر چه بیشتر تعمیق شود، هر دو طرف گرفتارتر خواهند شد. از این رو، طرح عادی‌سازی تا زمانی که ملت‌ها با آن همراهی نکنند، همچون یک نارنجک از ضامن خارج‌شده است و هر آن، احتمال انفجار آن وجود دارد.
بنابراین و به دلایل مختلف، ریشه فلسطین بسیار قوی و مستحکم است و با طرح‌های ظاهری و سطحی همچون معامله قرن، تضعیف نخواهد شد. راه‌حل مسئله فلسطین، اجرای راهکار دو دولتی و به فراموشی سپردن صبغه فلسطینی این سرزمین مقدس و آوارگان به ضرب دلار نیست بلکه تنها ابتکاری که می‌تواند به رفع این غده سرطانی کمک کند، مراجعه به ایده مترقی جمهوری اسلامی در این زمینه است. «ما گفته‌ایم که امروز دموکراسی و مراجعه به آراء عمومی یک شیوه مدرن و پیشرفته است که همه دنیا هم قبول دارند؛ برای تعیین نوع حکومت کشور تاریخی فلسطین، به افکار عمومی مردم فلسطین مراجعه کنید، یک رفراندوم راه بیندازید؛ آن‌هایی که واقعاً فلسطینی‌اند -مثلاً فرض کنید آن‌هایی که لااقل از ۱۰۰ سال پیش به آن‌طرف فلسطینی بودند، ۸۰ سال پیش به آن‌طرف فلسطینی بودند؛ در فلسطین، هم مسلمان بوده، هم یهودی وجود داشته، هم مسیحی وجود داشته که فلسطینی‌اند- از این فلسطینی‌ها در هر جا که هستند، چه در خود سرزمین‌های اشغالی یعنی کل سرزمین فلسطین، و چه در خارج از فلسطین، نظرخواهی بشود؛ هر نظامی را که این‌ها معین کردند برای سرزمین فلسطین، آن نظام مورد قبول است؛ هرچه آن‌ها خواستند. این نظر، نظر پیشرفته‌ای نیست؟» (۲۰ خرداد ۹۷)

انتهای پیام/

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Time limit is exhausted. Please reload the CAPTCHA.