دعوای بیکاری

رئيس محترم قوه قضائيه ـ همان‌طور كه پيش‌بيني مي‌شد ـ حرف‌هاي رئيس محترم جمهور را بي‌جواب نگذاشت.

بهارستانه: رئیس محترم قوه قضائیه ـ همان‌طور که پیش‌بینی می‌شد ـ حرف‌های رئیس محترم جمهور را بی‌جواب نگذاشت. روحانی سه روز قبل به برخی احضارهای قوه قضائیه اشاره کرده و گفته بود: «برخی‌ها از سر بیکاری، مدام افراد را احضار می‌کنند.» و دیروز آیت‌آلله آملی لاریجانی پاسخ داد: «بیکار شما هستید که چهار سال است دور برجام سینه می‌زنید. گویی کشور کار و مشکل دیگری ندارد.»
رئیس‌جمهور محترم چند ماهی بود که حرف‌های تنش‌آمیز نمی‌زد و فضای سیاسی کشور کاملاً آرام بود و این نشان می‌داد که دعواها اگر در سطح زیر رؤسای قوا و بین جناح‌های سیاسی و فعالان سیاسی و اجتماعی باشد، اوضاع بر وفق مراد مردم است و مردم تحرکات جناح‌های سیاسی را به چیزی نمی‌گیرند.
 اما دعوا در سطح رؤسای قوا بلافاصله به افکار عمومی وارد می‌شود و با افزایش حجم واکنش‌ها موجب هنگ کردن شبکه‌های اجتماعی می‌شود و طبعاً رسانه‌ها نیز نمی‌توانند کنار و ساکت بنشینند. این یعنی به هم ریختن مملکت است، آن هم از سوی رئیس دولت که باید محل آرامش افکار باشد نه مخل آن.
اما آیا می‌شود سخنان رئیس‌جمهور را بی‌جواب گذاشت؟ پاسخ کمی دشوار است. اگر سخنان رئیس‌جمهور به عنوان آغازگر دعوا از سوی مخاطب سخن که قوه قضائیه است، بی‌پاسخ بماند، به معنی پذیرش آن از سوی مخاطب است و پذیرش آن هم به معنی غلط بودن روند کار دستگاه قضایی در احضارها و رسیدگی‌های قضایی است. اما پاسخ به دعوا هم بی‌هزینه نیست، یعنی اینجا آغازگر دعواست که بازی را به دست می‌گیرد و  اول، افکار عمومی را به هم می‌ریزد و سپس هزینه‌‌ای با پاسخی که طرف مقابل به ناچار می‌‌دهد، روی دوش مملکت می‌گذارد.
ریاست دستگاه قضایی‌ نشان داده است که هیچ گاه اتهامات رئیس‌جمهور را بدون پاسخ نگذاشته و زبان خاصی دارد که صراحت و تیزی آن، تنور ماجرا را همچنان گرم نگه می‌دارد.
ناظران معتقدند عصبانیت روحانی از سرنوشت برجام با ۱۰ ترامپ ـ یا کمتر یا بیشتر! ـ او را وا می‌دارد که برای انحراف اذهان عمومی به یکی از دستگاه‌ها یا نهادهای داخلی حمله‌ور شود و این چندمین بار است که او به دستگاه قضایی حمله و پاسخ هم دریافت کرده است.
رهبر انقلاب چندی پیش نارضایتی خود را از این «بگومگوها» اعلام کردند و فرمودند که باید اینها تمام شود اما ظاهراً «دعوای بیکاری» یعنی دعوای سران قوا درباره اینکه چه کسی بیکار است، حسابی افکار عمومی را سر «کار» گذاشته است و رئیس‌جمهور به عنوان آغازگر اتهام‌زدن‌هایی که هم بی‌جواب گذاشتن آنها هزینه‌زاست و هم جواب دادن به آن بی‌هزینه نیست، باید برای زیانی که به آرامش جامعه و آسایش افکار عمومی می‌زند، جوابگو باشد و شاید اگر دموکراسی آن طور که در خیالات آرمانگرایانه دموکراسی‌خواهان چرخ می‌زند، مجال استقرارعملی می‌یافت، محاکمه بر هم‌زنندگان آسایش عمومی، مجازاتی سخت در پی می‌داشت.

منبع: روزنامه جوانرئیس محترم قوه قضائیه ـ همان‌طور که پیش‌بینی می‌شد ـ حرف‌های رئیس محترم جمهور را بی‌جواب نگذاشت. روحانی سه روز قبل به برخی احضارهای قوه قضائیه اشاره کرده و گفته بود: «برخی‌ها از سر بیکاری، مدام افراد را احضار می‌کنند.» و دیروز آیت‌آلله آملی لاریجانی پاسخ داد: «بیکار شما هستید که چهار سال است دور برجام سینه می‌زنید. گویی کشور کار و مشکل دیگری ندارد.»

رئیس‌جمهور محترم چند ماهی بود که حرف‌های تنش‌آمیز نمی‌زد و فضای سیاسی کشور کاملاً آرام بود و این نشان می‌داد که دعواها اگر در سطح زیر رؤسای قوا و بین جناح‌های سیاسی و فعالان سیاسی و اجتماعی باشد، اوضاع بر وفق مراد مردم است و مردم تحرکات جناح‌های سیاسی را به چیزی نمی‌گیرند.
 اما دعوا در سطح رؤسای قوا بلافاصله به افکار عمومی وارد می‌شود و با افزایش حجم واکنش‌ها موجب هنگ کردن شبکه‌های اجتماعی می‌شود و طبعاً رسانه‌ها نیز نمی‌توانند کنار و ساکت بنشینند. این یعنی به هم ریختن مملکت است، آن هم از سوی رئیس دولت که باید محل آرامش افکار باشد نه مخل آن.
اما آیا می‌شود سخنان رئیس‌جمهور را بی‌جواب گذاشت؟ پاسخ کمی دشوار است. اگر سخنان رئیس‌جمهور به عنوان آغازگر دعوا از سوی مخاطب سخن که قوه قضائیه است، بی‌پاسخ بماند، به معنی پذیرش آن از سوی مخاطب است و پذیرش آن هم به معنی غلط بودن روند کار دستگاه قضایی در احضارها و رسیدگی‌های قضایی است. اما پاسخ به دعوا هم بی‌هزینه نیست، یعنی اینجا آغازگر دعواست که بازی را به دست می‌گیرد و  اول، افکار عمومی را به هم می‌ریزد و سپس هزینه‌‌ای با پاسخی که طرف مقابل به ناچار می‌‌دهد، روی دوش مملکت می‌گذارد.
ریاست دستگاه قضایی‌ نشان داده است که هیچ گاه اتهامات رئیس‌جمهور را بدون پاسخ نگذاشته و زبان خاصی دارد که صراحت و تیزی آن، تنور ماجرا را همچنان گرم نگه می‌دارد.
ناظران معتقدند عصبانیت روحانی از سرنوشت برجام با ۱۰ ترامپ ـ یا کمتر یا بیشتر! ـ او را وا می‌دارد که برای انحراف اذهان عمومی به یکی از دستگاه‌ها یا نهادهای داخلی حمله‌ور شود و این چندمین بار است که او به دستگاه قضایی حمله و پاسخ هم دریافت کرده است.
رهبر انقلاب چندی پیش نارضایتی خود را از این «بگومگوها» اعلام کردند و فرمودند که باید اینها تمام شود اما ظاهراً «دعوای بیکاری» یعنی دعوای سران قوا درباره اینکه چه کسی بیکار است، حسابی افکار عمومی را سر «کار» گذاشته است و رئیس‌جمهور به عنوان آغازگر اتهام‌زدن‌هایی که هم بی‌جواب گذاشتن آنها هزینه‌زاست و هم جواب دادن به آن بی‌هزینه نیست، باید برای زیانی که به آرامش جامعه و آسایش افکار عمومی می‌زند، جوابگو باشد و شاید اگر دموکراسی آن طور که در خیالات آرمانگرایانه دموکراسی‌خواهان چرخ می‌زند، مجال استقرارعملی می‌یافت، محاکمه بر هم‌زنندگان آسایش عمومی، مجازاتی سخت در پی می‌داشت.
منبع: روزنامه جوان

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Time limit is exhausted. Please reload the CAPTCHA.