آيت‌الله حسينعلي منتظري و فرآيند رسيدگي قضايي به اتهامات مهدي هاشمي

تلاش در جلوگیری از مجازات یک مجرم

انتشار مقالي كه پيش‌روي شماست، دو مناسبت دارد؛ اول سالروز درگذشت آيت‌الله حسينعلي منتظري- كه نوع مواجهه او با رسيدگي به پرونده مهدي هاشمي سيري خواندني دارد- و دوم اكران مستند قائم مقام كه درصدد است روايتي مستند از زندگي او به دست دهد.

بهارستانه: انتشار مقالی که پیش‌روی شماست، دو مناسبت دارد؛ اول سالروز درگذشت آیت‌الله حسینعلی منتظری- که نوع مواجهه او با رسیدگی به پرونده مهدی هاشمی سیری خواندنی دارد- و دوم اکران مستند قائم مقام که درصدد است روایتی مستند از زندگی او به دست دهد. امید می‌بریم انتشار مقالاتی از این دست، موجب آگاهی بیشتر نسل جوان از رویدادهای خطیر تاریخ نظام اسلامی گردد و چنین باد.
مهدی هاشمی قهدریجانی، برادر داماد آیت‌الله منتظری بود. وی در سال‌های پیش از انقلاب، به جرم قتل آیت‌الله سیدابوالحسن شمس‌آبادی و چندین فقره دیگر به اعدام محکوم شد؛ این در حالی بود که در میان انقلابیون گمان می‌شد که قتل‌ها را ساواک انجام داده و دستاویزی علیه انقلابیون درست کرده است‌، البته خود مهدی هاشمی هم همین گونه ماجرا را ترسیم می‌کرد. به هر تقدیر پس از اتفاقاتی، حکم اعدام او تقلیل به زندان یافت. پس از پیروزی انقلاب از زندان بیرون آمد، در حالی که نزد کسانی که ماهیت واقعی او را درک نکرده بودند، به عنوان چهره‌ای انقلابی شناخته می‌شد. دوستی او با شهیدمحمد منتظری و ارتباط نزدیک با آیت‌الله منتظری سبب شد که به شورای فرماندهی سپاه راه یافته و مسئولیت واحد نهضت‌های آزادی‌بخش را برعهده بگیرد. عملکرد خرابکارانه و دشمن‌تراشانه او در این واحد، سبب شد مجلس تصمیم به انحلال این واحد بگیرد. مهدی هاشمی نیز پس از آن بیشتر در قم و مدارس تحت برنامه آیت‌الله منتظری‌ـ البته به صورت غیر رسمی‌ـ فعالیت می‌کرد.
آغاز فرآیند رسیدگی قضایی پس از پیروزی انقلاب
در سال۶۵ یک خانه تیمی در تهران شناسایی شد که در بررسی‌های اولیه مشخص گردید مربوط به مهدی هاشمی است. در نتیجه وی بازداشت شد. وی در بازجویی‌ها، به نقش خود در قتل‌های قبل از انقلاب و بعد از آن اعتراف کرد. بررسی جرائم او، دادگاه ویژه روحانیت را به این نتیجه رساند که حکم وی اعدام است. این حکم در سال۱۳۶۶ نیز به اجرا درآمد، اما تمام ماجرای مهدی هاشمی به این چند خط خلاصه نمی‌شود. از زمان دستگیری وی تا اعدام او، آیت‌الله منتظری تلاش فراوانی انجام داد که او را از محاکمه نجات دهد. ما در اینجا قصد داریم از این منظر به این ماجرا بپردازیم که این تلاش‌ها برای چه بود؟! و مگر وظیفه آیت‌الله منتظری این بود که در تلاش برای جلوگیری از اعدام یک جانی برآید، آن هم با دلایلی که بدان اشاره خواهد شد.  ابتدا، این سؤال پیش می‌آید که چرا پرونده مهدی هاشمی، در ابتدای انقلاب به جریان نیفتاد؟ مگر نه اینکه جنایات هولناک او از جمله چندین فقره قتل در سال‌های پیش از انقلاب انجام شده بود؛ پس چرا پس از استقرار نظام قضایی جمهوری اسلامی به آنها رسیدگی نشده بود و پس از هشت سال از استقرار نظام جمهوری اسلامی این محاکمه صورت گرفت؟ به طور اجمال می‌توان گفت که بحث رسیدگی به پرونده سیدمهدی هاشمی در سال‌های نخستین پس از پیروزی انقلاب مطرح گردید و مقدمات محاکمه وی«در اصفهان فراهم شد، ولی شورای عالی قضایی نظر نداد و جلوی آن را گرفت.»(۱) پیش از این توضیح دادیم که امور قضایی کشور تقریباً به صورت مستقیم زیر نظر آیت‌الله منتظری قرار داشت و اینکه علاوه بر انتخاب قضات و تعیین اعضای شورای عالی قضایی حتی برخی جلسات این شورا نزد وی تشکیل می‌شد و آیت‌الله منتظری رهنمودهای لازم را به آنان ارائه می‌کرد. حال با این وجود اگر شخصی باید در مورد اینکه چرا محاکمه مهدی هاشمی زودتر برگزار نشد و شورای عالی قضایی درباره محاکمه وی نظر نداد و جلوی آن را گرفت پاسخ دهد، شخص آیت‌الله منتظری است. « مگر نه آنکه سیدمهدی از نزدیکان آیت‌الله منتظری بوده و مورد احترام و علاقه ایشان قرار داشته است و مگر نه آنکه با توجه به آنچه در خاطرات ایشان آمده، آیت‌الله منتظری توجه و عنایت به مسائل دادگاه‌ها و پرونده‌ها و امثالهم داشته، پس چگونه است که پرونده مربوط به چنین فردی از نگاه ایشان دور مانده است؟ چنین احتمالی بسیار بعید است، بنابراین منطقاً به نظر می‌رسد آیت‌الله منتظری خود باید شخصاً به طور دقیق در جریان چگونگی طرح و مسکوت ماندن این پرونده باشد.»(۲)
حمایت‌های قاطع آیت‌الله منتظری از مجرم!
آنچه بدان اشارت رفت، تنها یک بخش کوچک از حمایت‌های آیت‌الله منتظری از این مفسد‌فی‌الارض بود. نامه‌نگاری‌های فراوان به حضرت امام و تلاش برای آزادی مهدی هاشمی همچنان تا دقایقی قبل از اعدام وی ادامه یافت. ما در اینجا تنها برخی از دفاعیات پایانی آیت‌الله منتظری از مهدی هاشمی را بیان می‌کنیم و از نقل تمامی دفاعیات وی از این اعدامی‌ـ که مجالی موسع می‌طلبد‌ـ پرهیز می‌کنیم. آیت‌الله منتظری در حالی از امام گلایه می‌کرد که اعضای شورای عالی قضایی و قضات به خاطر«تلفن‌های مقامات»(۳) حق را نادیده می‌گیرند«و سفارش‌ها و تلفن‌ها هم مانع تصمیم و کارشان»(۴) است که خود قصد داشت از همین عضو« مقامات بودن» خود استفاده کرده و با سفارش جلوی اعدام یک جانی را بگیرد. این یادداشت بخوانید سفارش‌ ـ در جهت آزادی مهدی هاشمی، در حالی ارسال می‌شد که خود آیت‌الله در دستور‌العملی که در اواخر سال ۵۸ برای قضات نوشته، تأکید کرده است به سفارش‌ها توجهی نکنند:
«پس از ثبوت جرم در مقام اجرا، صراحت و قاطعیت به کار برده شود و از هر نحو اغماض، محافظه‌کاری، واسطه‌بازی، سفارش و شفاعت جداً باید پرهیز شود که در حدیث است خداوند قهار به پیغمبر اکرم خطاب کرده و فرمود: یا محمد! من عطّل حدّاً من حدودی فقد عاندنی و طلب بذلک مضادتی: هر کس حدی از حدود مرا تعطیل کند، با من عناد و ضدیت کرده است.»(۵)
یاللعجب! این بار که هم خود مهدی هاشمی اعتراف کرده و هم همه شواهد، اعترافات او را تأیید می‌کند، آیت‌الله منتظری به دفاع از مهدی هاشمی برخاسته و با ارسال یادداشت خدمت امام امت می‌خواهد که این مفسد اعدام نگردد. بررسی بندهای این یادداشت برای شناخت بیشتر اطراف ماجرا و شخصیت آیت‌الله منتظری مفید است.
امام خمینی و برحذر داشتن آیت‌الله منتظری از دخالت در فرآیند رسیدگی به اتهامات مهدی هاشمی
بی نیاز از توضیح است که رهبر کبیر انقلاب، به دلیل پیشینه آیت‌الله منتظری، به شدت به وی علاقه‌مند بود و سعی داشت حتی الامکان از شائبه آلوده شدن نام و وجاهت وی درجامعه بکاهد. از این رو و درآغاز رسیدگی قضایی به اتهامات مهدی هاشمی به وی نامه‌ای نگاشت و نکاتی به شرح ذیل را متذکر شد:
«من نمى‏خواهم بگویم که ایشان حقیقتاً مرتکب چیزهایى شدند، بلکه مى‏خواهم عرض کنم ایشان متهم به جنایات بسیار، از قبیل قتل، مباشرت یا تسبیباً و امثال آن مى‏باشند و چنین شخصى، ولو مبرا باشد، ارتباطش موجب شکستن قداست مقام جنابعالى است که بر همه حفظش واجب مؤکد است. آنچه مسلّم است و در آن پا فشارى دارم رسیدگى به وضعیت و موارد اتهام او است، رسیدگى به خانه تیمى و انباشتن اسلحه، آن هم با پول ملت، به اسم کمک به سازمان‌هاى به اصطلاح آزادی‌بخش. اصولًا چنین اعمالى بدون دخالت دولت جرم است و باید ایشان که صلاحیت این امر را ولو واقعاً براى این سازمان‌ها باشد ندارد و دخالت در حکومت است، جواب بدهد. این امر قطعى است و آنچه از شما مى‏خواهم در رتبه اول پیشنهاد مستقیم شما به دخالت وزارت اطلاعات و رسیدگى به این امور است و اگر براى شما محذور دارد، به طورى که تکلیف شرعى از شما ساقط است، سکوت است. حتى در محافل خصوصى دفاع از یک همچو شخصى که خطر براى حیثیت شماست و احتمال فساد و خونریزى بی‌گناهان است سَم قاتل است. باید تمام فعالیت‌ها که به اسم کمک به سازمان‌هاى به اصطلاح آزادی‌بخش است قطع شود و تمام کسانى که در این امور دخالت داشته‏اند محاکمه شوند و آنچه مسلّم است و مایه تأسف، حسن ظن جنابعالى به اعمال و افعال و گفته‌‏ها و نوشته‏‌هاست که به مجرد وصول به شما ترتیب اثر مى‏دهید و در مجمع عمومى صحبت مى‏کنید و به قوه قضائیه و غیره سفارش مى‏دهید و من از شما که دوست صمیمى سابق و حال من هستید و مورد علاقه ملت، تقاضا مى‏کنم  با اشخاص صالح آشنا به امور کشور مشورت نمایید، پس از آن ترتیب اثر بدهید، تا خداى نخواسته لطمه به حیثیت شما که‏ برگشت به حیثیت جمهورى است، نخورد… من تأکید مى‏کنم که شما دامن خود را از ارتباط با سیدمهدى پاک کنید که این راه بهتر است و الّا هیچ عکس‌العملى در رسیدگى به امر او از خود نشان ندهید که رسیدگى به امر جنایاتِ مورد اتهام حتمى است.»
آخرین تلاش‌ها برای نجات یک مجرم!
آیت‌الله منتظری در یادداشتی که پیش از اجرای حکم اعدام در مورد سید‌مهدی هاشمی، برای حضرت امام فرستاد، مواردی را به ایشان متذکر شد که شاید با آنها، ایشان را متقاعد کند که مانع از اجرای حکم الهی در مورد سیدمهدی شود:
 «سیدمهدی هر چه بود و شد بالاخره۲۰ سال سنگ اسلام و انقلاب و امام را به سینه زد. او از خیلی از کسانی که مورد عفو امام قرار گرفته‌اند، بدتر نیست و مادر پیر او و زن و فرزندان  خردسال او مورد ترحم‌اند و خانواده و بیت آنان مورد احترام است.» (۶)
گویا باید به خاطر خدمات یک فرد در گذشته، وی تا آخر عمر از هر چیزی بیمه گردد و عدالت فقط در مورد کسانی اجرا شود که در گذشته خدمتی به انقلاب نکرده‌اند. البته در مورد سیدمهدی هاشمی باید گفت، خدمات« ۲۰ ساله» او نه تنها به شدت مورد تردید است، بلکه به شدت مورد قطع و یقین است که بیشتر «خیانت» کرده است تا« خدمت». دلیل دوم آیت‌الله منتظری نیز مورد تعجب است؛ اینکه به خاطر خانواده وی از اجرای حکم باید امتناع شود؛ گویی در بقیه مواردی که حکم اعدام در این کشور‌ـ توسط قضات منصوب خود وی‌ـ صدر و اجرا می‌شد، افراد محکوم، خانواده نداشته‌اند و یا« زن و فرزندان» آنها مورد ترحم نیستند:  « او نه مرتد است و نه محارب و نه مفسد و بالاخره به انقلاب و اسلام اعتقاد کامل دارد؛ هر چند  در سلیقه، خطاکار باشد و هست.» (۷)
واقعاً جای شگفتی است، کسی که قضات در کل کشور منصوب وی هستند و شورای عالی قضایی از طرف وی تعیین می‌شوند، مجرمی با چندین فقره قتل و آدم‌‌ربایی و اقدامات فراوان ضدامنیتی داخلی و بین‌المللی را مفسد فی‌الارض دانسته و جزای آنها را اعدام می‌داند!(۸)
آیت‌الله منتظری در ادامه نوشته بود:  «اعدام او، پیروزی بزرگی برای دشمنان و سوژه ‌طلبان می‌باشد و بالاخره آنچه گفته شد، نه به خاطر علاقه شخصی است که من فعلاً هیچ علاقه شخصی ندارم، بلکه فقط از نظر مصالح اسلام و آینده انقلاب است و اینکه اعدام و خونریزی بالاخره بسا کدورت و خون در‌پی دارد. اعدام، همیشه میسر است، ولی کشته را نمی‌شود زنده کرد.» (۹)
و این دو دلیل پایانی آیت‌الله منتظری برای رهایی سید‌مهدی هاشمی از اعدام، تعجب هر خواننده‌ای را بر‌می‌انگیزاند که اعدام یک جنایتکار خونریز، « پیروزی بزرگی برای دشمنان و سوژه طلبان می‌باشد.» بی‌شک ایجاد این توهم برای آیت‌الله منتظری، ساخته جریان منحرف مهدی هاشمی است که توانسته بود در بیت وی نفوذ کند. آیت‌الله منتظری همچنین ادعا می‌کند که این تلاش برای جلوگیری از اعدام سید‌مهدی هاشمی« به خاطر علاقه شخصی» وی نیست! اینجا این سؤال پیش می‌آید که اگر اینگونه است، چرا آیت‌الله منتظری در مورد دیگر احکام اعدام صادر شده، دست به نامه‌نگاری نمی‌زد و از امام خمینی نمی‌خواست مانع دیگر اعدام‌ها گردند؟! دیگر اینکه آیت‌الله منتظری ادعا می‌کند که اعدام یک جنایتکار به مصلحت« اسلام و آینده انقلاب» نیست، یعنی در نظر وی، سرنوشت انقلاب و بالاتر از آن اسلام، با حیات یک قاتل و جانی گره خورده است! اینکه«خون، خون می‌آورد» استدلال دیگری است که آیت‌الله منتظری ارائه می‌کند؛ جدا از نفس این استدلال، آیا در موارد دیگر اجرای اعدام «خون، خون نمی‌آورد» که آیت‌الله منتظری تلاشی در جهت لغو آنها نمی‌کرد؟! و آیا اینکه نمی‌توان استدلال«خون، خون می‌آورد» را به نفس حکم اعدام در اسلام تعمیم داد و به خاطر این استدلال(!) لغو حکم اعدام را به طور کلی خواستار شد؟ به هر تقدیر، این بار که حضرت امام شخصاً در پیگیری این پرونده قضایی مهم حضور داشتند، مانع تأثیر این سفارشات شدند و حکم الهی اجرا گردید و مهدی هاشمی در سال ۶۶ اعدام شد.
پی‌نوشت‌ها:
۱- خاطرات آیت‌الله منتظری، ج۲، ۱۱۶۰
۲-پاسداشت حقیقت، عباس سلیمی‌نمین و مسعود رضایی‌شریف‌آبادی، تهران، دفتر مطالعات و تدوین تاریخ ایران، چاپ پنجم، ۱۳۸۲، ص۷۳
۳- خاطرات آیت‌الله منتظری، ج۲، ۱۱۶۵
۴- همان، ج۲، ۱۱۶۷
۵- همان ، ج۱، ص۴۶۵، دستورالعمل برای قضات درچهارم اسفند۵۸
۶- همان، ج۲، ص۱۲۱۵
۷- همان
۸- پیش از این به نظرات فقهی آیت‌الله منتظری که مورد اجرای محاکم قضایی کشور بود، اشاره کردیم. آیت‌الله مهدوی‌کنی نیز در خاطراتش به این مهم اشاره می‌کند که آیت‌الله منتظری مواردی مانند قاچاق و خرید و فروش تریاک را مانند محارب به مفسدفی‌الارض دانسته و مجازات آنها را اعدام می‌داند. این نظر آیت‌الله منتظری در دادگاه‌های کشور اجرا می‌شد. خاطرات آیت‌الله مهدوی‌کنی، خواجه سروی، ص۳۵۷
۹- خاطرات آیت‌الله منتظری، ج۲، ص۱۲۱۵
منبع: روزنامه جوان

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Time limit is exhausted. Please reload the CAPTCHA.