امید دوباره به زندگی با لباس دامادی بر تن پدربزرگ

در همسايگي ما زن و مرد سالمندي زندگي مي‌كنند كه بسيار تنها هستند. در مدت زماني كه با هم همسايه هستيم كمتر ديديم فاميلي يا آشنايي به آنها سر بزند.

بهارستانه: در همسایگی ما زن و مرد سالمندی زندگی می‌کنند که بسیار تنها هستند. در مدت زمانی که با هم همسایه هستیم کمتر دیدیم فامیلی یا آشنایی به آنها سر بزند. اوایل که به این آپارتمان نقل مکان کرده بودیم تصور می‌کردیم که این زوج سالمند هیچ فرزندی ندارند ولی بعد از گذشت مدتی متوجه شدیم که آنها دو فرزند دارند که هر دو آنها به خارج از کشور کوچ کرده‌ و پدر و مادر سالمند خود را تنها گذاشته‌اند. چیزی که تقریباً در جامعه ما به صورت یک امر عادی تبدیل شده است و همه ما در بین دوست و آشنا یا اقوام و فامیل یا حتی در همسایگی خود سالمندانی را می‌شناسیم که فرزندانشان آنها را تنها گذاشته‌اند یا به خارج از کشور یا به شهر دیگری کوچ کرده‌اند و کمتر به پدر و مادر پیر خود سر می‌زنند. یا حتی کسانی را می‌شناسیم که در همان شهری که پدر و مادرشان زندگی می‌کنند سکونت دارند ولی خیلی کم سراغی از آنان می‌گیرند. این در حالی است که همه والدین فرزندان خود را با سختی بزرگ می‌کنند به امید روزی که عصای دستشان باشند، اما باید پذیرفت که بسیاری از فرزندان امروزی عصای دستی، برای والدین خود نیستند.

جامعه‌جوان دیروز، جامعه پیر فردا
سالمندی دوره‌ای است که چه بخواهیم چه نخواهیم به آن می‌رسیم. این سن از ۶۰ یا ۶۵ سالگی شروع می‌شود. طبق آمارهای جدید سن امید به زندگی در ایران به ۷۴ سال رسیده است؛ یعنی ایرانیان نسبت به ۴۰ سال پیش ۲۰ سال بیشتر عمر می‌کنند و این یعنی عده بیشتری به دوره پیری می‌رسند و فشارها و مشکلات سالمندی برای افراد بیشتری رخ می‌نماید. همین آمارها هم می‌گویند، سن امید به زندگی «سالم» در میان ایرانیان ۱۰سال کمتر از سن امید به زندگی و حدود ۶۴ سال است؛ یعنی ایرانیان ۱۰ سال آخر عمر خود را با ناتوانی، معلولیت و بیماری زندگی می‌کنند.
روند پیرشدن جمعیت ایران آغاز شده است. نزدیک به ۱۰ درصد جمعیت کشور اکنون سالمندند و قطار جمعیت با شتاب به سمت ایرانی با ۳۰ درصد سالمند در حال حرکت است. بر اساس اعلام مرکز آمار ایران، اکنون حدود ۲/۹ درصد از جمعیت ۸۰ میلیونی ایران سالمند هستند؛ یعنی جمعیتی حدود ۷ میلیون و ۵۰۰ هزار نفر. متخصصان علم جمعیت‌شناسی پیش‌بینی می‌کنند تا سال ۲۰۲۰ میلادی یعنی سه سال دیگر شمار سالمندان به ۱۰درصد جمعیت ایران و تا سال ۲۰۵۰ زمانی که ۳۳ ساله‌های امروز پیر می‌شوند به ۳۰درصد جمعیت ایران می‌رسد، یعنی از هر سه ایرانی یکی سالمند خواهد بود. طبق همین آمارها چند سالی است مسئولان از آهنگ رشد جمعیت سالمند کشور ابراز نگرانی می‌کنند. این میزان سالمند در جامعه نیازمند رسیدگی‌ها و مراقبت‌های بسیاری است که بالطبع هزینه‌هایی را نیز بر دوش دولت می‌گذارد. جامعه پیر ایرانی را می‌توان مثل یک پازل تصور کرد که باید هر قطعه آن در جای خود قرار گیرد، در غیر اینصورت پازل کامل و صحیح نمی‌شود؛ یعنی برنامه‌ریزی برای جمعیت سالمند آینده ایران باید طبق یک استراتژی دقیق صورت گیرد. باید دقیق، زمانبندی شده و همه جانبه باشد و همه نیازهای جمعیت سالمند اعم از جسمی، رفاهی، سلامت، درآمدی، اجتماعی، روانشناختی و… را در بر گیرد، اما تمام این نیازهای سن پیری یک طرف، تنهایی سالمندان موضوع جدی‌تری است.

  سالمندی؛ درد تنهایی

تنهایی و افسردگی یکی از معضلات سن پیری است. معمولاً زوج‌های سالمند در تنهایی و به دور از فرزندان خود زندگی می‌کنند. این موضوع فقط مختص ایران نیست بلکه در تمام دنیا اینگونه است، اما این حالت مغایر با آموزه‌های فرهنگ ایرانی و اسلامی است. فرزندان چندان حال و حوصله وقت گذرانی با والدین خود را ندارند، پس آنها تنها همدم و مونس یکدیگر هستند. این حالت خوب کهنسالی است. اینکه زوج‌های سالمند سال‌های پایانی زندگی خود را در کنار هم زندگی کنند، اما مردان و زنان پیری در جامعه هستند که بدون همسر خود و به تنهایی زندگی می‌کنند. این سالمندان یا از آن دسته زنان و مردانی هستند که هیچ وقت ازدواج نکرده‌اند یا ازدواج کرده‌اند ولی فرزندی‌ندارند یا اگر فرزندی هم دارند یا تک فرزند بوده یا نهایتاً دو فرزند دارند که در اکثر موارد فرزندان از شهر والدین خود کوچ کرده‌اند یا اگر کوچ هم نکرده‌باشند مشغله‌های زندگی مجالی برای رسیدگی به پدر و مادر برایشان نمی‌گذارد.
از قدیم گفته اند:«پیری و هزار درد» همین امروز اگر در خیابان با مردان و زنان مسن مواجه شوید، می‌بینید که بسیاری از آنان از دردهای مختلف می‌نالند و در رنجند. اغلب سالمندان امروز توان بالا رفتن از پله را ندارند، چشم اغلب آنان ضعیف شده است و دهها درد جسمی دارند که باید در کنار آن، دردهای روانی، افسردگی، اضطراب، تنهایی و غم‌های دیگر را ردیف کرد. درد دوری از عزیزان، درد از دست دادن عزیزان، درد جدایی، درد تنهایی و… اما نکته مهم این است که این جمعیت بزرگ سالمند نیازهایی دارند که اگر خود سالمند در جوانی به آن فکر نکرده باشد در پیری دچار مشکلات بسیاری می‌شود که بالطبع این مشکلات بر دوش جامعه است. واقعیت این است که نگهداری و مراقبت از سالمندان موضوع مهمی است که در حال حاضر توان و آمادگی آن در جامعه فراهم نیست. خانواده‌ها هم به علت تغییر در سبک زندگی و سکونت آپارتمان نشینی معمولاًجایی برای نگهداری از سالمند خود ندارند پس آسایشگاه‌های سالمندان اولین جایی است که به آن فکر می‌کنند، اما آسایشگاه‌های موجود چقدر گنجایش و ظرفیت پذیرش سالمندان را دارد؟ البته هنوز از سنت‌های زیبای قدیم زیاد فاصله نگرفته‌ایم. هنوز سالمند در ایران حرمت دارد، آمارها نشان می‌دهد که کمتر از نیم درصد سالمندان اکنون خارج از خانواده و در خانه‌های سالمندان زندگی می‌کنند، اما در آینده نه چندان دور یعنی ۳۰ سال آینده معلوم نیست سالمندان حرمت امروز را داشته باشند.
کابوس تنهایی اولین و بزرگ‌ترین معضل پیری است. بعضی از افراد، چه زن و چه مرد، در دوران جوانی خود به فکر دوران پیری نیستند. در واقع آینده نگر نیستند. تصور می‌کنند که همیشه در همین دوران جوانی می‌مانند و هیچ‌وقت به دوران کهنسالی نمی‌رسند بنابراین هیچ‌یک از رفتارها و برنامه‌های زندگی خود را مطابق با سن و سال خود انجام نمی‌دهند. مثلاً در زمان مناسب ازدواج نمی‌کنند و در زمان مناسب بچه‌دار نمی‌شوند. برای دوران سالمندی خود هیچ برنامه‌ریزی ندارند. از نظر مالی و بیمه‌ها و خدمات درمانی هیچ پیش‌بینی نمی‌کنند. همین افراد در دوران سالمندی دچار مشکلاتی می‌شوند که هیچ‌گاه به آن فکر نکرده‌اند.
اما بزرگ‌ترین واقعیت تلخی که جامعه امروز و فردا با آن مواجه است افزایش طلاق و ازدواج‌های سفید است که ثمره درازمدت ندارند؛ یعنی در آینده با جمعیت بزرگ «افراد تنها» در ایران مواجه خواهیم بود، افرادی که نه فرزندی دارند و نه همسر و همدمی. این جمعیت وقتی پا به سن پیری می‌گذارند برخلاف گروه سالمندانی که فرزندانی دارند  با مشکلاتی مواجه هستند. این گروه اصلاً کسی را ندارند که حتی گاهی حالشان را بپرسد و چه دردی بزرگ‌تر از درد تنهایی.

  ازدواج؛ چاره‌ درد تنهایی

با توجه به تغییر سبک زندگی خانواده‌ها، شتاب توسعه و تکنولوژی، گسترش زندگی شهرنشینی و از هم‌گسستگی خانواده‌ها، تنهایی سالمندان بیشتر از قبل خود را به رخ می‌کشد و این واقعیتی تلخ و انکارناپذیر است. وقتی یکی از زوج‌ها به علت کهولت سن یا بیماری فوت می‌کند در واقع زندگی همسر سالخورده او دگرگون می‌شود و تنها و غصه‌دار به روزهای سخت آینده فکر می‌کند. وقتی امکان نگهداری سالمند تنها، در خانه و نزد فرزندان فراهم نباشد، برخی آنها را به خانه سالمندان می‌فرستند. بر اساس اطلاعات مرکز آمار ایران ۹۹‌درصد سالمندان، حداقل یک بار سابقه ازدواج در گذشته را دارند، ۹درصد مردان سالمند و ۴۹‌درصد زنان سالمند بدون همسر و تنها زندگی می‌کنند. این درحالی است که بیش از ۷۰‌درصد مردان و ۳۰‌درصد زنان تنهای سالمند، احساس نیاز به ازدواج مجدد را به فرزندان خود ابراز می‌دارند، اما بسیاری از فرزندان از ازدواج مجدد والدین خود جلوگیری می‌کنند.
برخی از مردان سالمند که همسران خود را به دلیل بیماری یا به طور ناگهانی بر اثر حادثه از دست داده‌اند فرزندانشان بالاخص دختران آنها هرگز حاضر نیستند هیچ زنی را در کنار پدر خود ببینند، بنابراین با رفتار خود این اجازه را به پدر نمی‌دهند. پدر خانواده هم برای اینکه اختلاف و ناراحتی در خانواده ایجاد نشود هیچ اعتراضی نمی‌‌کند، اما هر روز در خود بیشتر فرو رفته و در نهایت دچار افسردگی می‌شود، اما درباره زنان سالمند این امتناع فرزندان از ازدواج مجدد مادر، بیشتر است. در بسیاری از موارد زنان سالمند با طرح ازدواج مجدد مورد سرزنش قرار می‌گیرند و تصمیم آنها به سخره گرفته می‌شود، زیرا از قدیم این فرهنگ غلط در جامعه ما وجود داشته و هنوز هم دارد که اگر زنان به هر دلیلی( طلاق یا مرگ همسر) تنها شوند و اگر فرزندی هم از همسر خود داشته باشند، ازدواج مجدد برای آنها عیب و عار بوده و آنها تا ابد محکوم به تنهایی هستند. آنها باید در جوانی به تنهایی فرزندانشان را بزرگ  و در پیری هم به تنهایی زندگی را سپری کنند تا به همه میزان وفاداری خود را به همسر فوت شده ثابت کنند. این در حالی است که اگر به دور از هیجانات کاذب و هنجارهای فکری جامعه کنونی، به ازدواج مجدد سالمندان بدون همسر، فکر کنیم به این نتیجه می‌رسیم که سالمند با هدف رسیدن به آرامش و رابطه دوستانه با همسر، تصمیم به ازدواج مجدد می‌گیرد و  روابط عاطفی بخش اصلی ویژگی ارتباط آنهاست.
این نکته را نیز نباید فراموش کنیم که زندگی در تنهایی، سالمندان را با خطر بروز بیماری آلزایمر مواجه می‌کند. پژوهشگر سوئدی دکتر لوران فراتیگلیونی می‌گوید: «زندگی بدون هیجانات اجتماعی و عاطفی، خطر ابتلا به زوال عقل و آلزایمر را در سالمندان افزایش می‌دهد.» چه اشکالی دارد اگر فرد سالمندی از هوشیاری و توانایی قابل ‌قبولی برخوردار است، تنها نماند و ازدواج کند. آیا منطقی است که صرفاً به دلیل تنها بودن و فوت همسر به خانه سالمندان منتقل شود؟ متأسفانه در ایران افراد سالمند برای ازدواج دوباره تحت فشار از سوی خانواده هستند. فرد مجبور است به دلیل باورهای غلط اجتماعی و اثبات وفاداری خود به همسرش تا پایان عمر تنها زندگی کند، در صورتی که وفاداری تنها زمانی معنا می‌دهد که فرد زنده است ولی وقتی شریک زندگی می‌میرد معنای خود را از دست می‌دهد و این در حالی است که در دین اسلام هم اجازه ازدواج مجدد داده شده است. زنان سالمند تنها هنگام ازدواج مجدد در تنگناها و فشارهای بیشتری قرار می‌گیرند، در اکثر موارد به نفس‌پرستی یا خودخواهی متهم می‌شوند و به همین دلیل گاهی با وجود فشارهای عاطفی و مالی سنگین وارده به دلیل فوت همسر، آنها ترجیح می‌دهند تنها زندگی کنند.
شرایط ازدواج مجدد به مراتب برای مردان سالمند به دلیل عرف جامعه و پذیرش آن از سوی همگان بسیار راحت‌تر از زنان است. آنها به راحتی درخواست ازدواج مجدد را با اطرافیان خود در میان می‌گذارند. با این حال فرزندانی هستند که رضایت به ازدواج مجدد پدر سالمند خود نمی‌دهند. در حالی‌که ازدواج درست و منطقی والدین سالمند بسیاری از دغدغه‌ها و نگرانی‌های فرزندان را نسبت به والدینشان از بین می‌برد.
به هر حال ازدواج افراد سالمند مثل بسیاری از موارد دیگر باید در جامعه فرهنگ‌سازی شود تا قبح این امر در جامعه بشکند. صداوسیما می‌تواند با برنامه‌سازی در این زمینه یا ساخت و پخش فیلم و سریال به فرهنگ‌سازی این جریان کمک شایانی کند. با توجه به رشد جمعیت کنونی و سوق هرم سنی جامعه به سمت میانسالی و پیری باید تجربیات دیگر کشورهای دنیا را در زمینه خدمات به سالمندان با توجه به فرهنگ ایرانی و اسلامی کشورمان بومی‌سازی و مکان‌هایی را برای فعالیت و استفاده از ظرفیت سالمندان ایجاد کنیم.  توجه داشته باشیم که سال‌های پایانی عمر انسان باید در کمال آرامش و سلامت جسمی ‌و روانی سپری شود پس این منصفانه نیست که سالمندان ما سال‌های پایانی عمر خود را در تنهایی زندگی کنند. بی‌شک لباس دامادی بر تن پدربزرگ بار دیگر نشاط و امید به زندگی را در او زنده خواهد کرد.

منبع: روزنامه جوان

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Time limit is exhausted. Please reload the CAPTCHA.